شنبه, 01 فروردين 1394 ساعت 03:30

مصاحبه ویژه نوروزی هفته نامه «آذر پیام» با دکتر شعردوست «بخش دوم»

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
4-این روزها سفیران ایران را می‌توان در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی  می‌توان دید. آیا این حضور با رویکرد دیپلماتیک آقای ظریف نسبتی دارد؟ یا بیش‌تر حاصل ذوق فردی سفرای ماست؟
ج: هر سه! يعنى علاوه بر دو موضوع اثرگذار مورد اشاره جنابعالى بايد ضرورت را هم  در تعميم استفاده از فضاهاى مجازى براى سفرا اضافه كرد. عمر عموميت يافتن استفاده از فضاهاى مجازى خيلى زياد نيست، در اوايل دههٰ هفتاد صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران دوره هاى آموزش ويژه مديران ارشد سازمان در مجتمع فرهنگى آموزشى زيباكنار برگزار كرده بود و من كه در آن سالها مدير شبكه سراسرى صداى جمهورى اسلامى ايران بودم ، در آن دوره شركت كرده بودم، مرحوم دكتر على اسدى كه از مبرزترين استادان ارتباطات بود، وقتى از فضاهاى مجازى و انفجار اطلاعات و امكان رسانه هاى دو سويه سخن مى گفت، ما مديران ارشد رسانه تصور تعميم اين امكان به لايه هاى عمومى جامعه را غيرممكن تلقى مى كرديم، همسر دكتر اسدى خانم شهيندخت خوارزمى كه آن روزها با ترجمه اثر مهم دهكده جهانىِ الوين تافلر خيلى مطرح بود، مثالهايى از فضاى مجازى و امكان به اشتراك گذاشتن خبر و عكسى از چهار گوشه جهان همزمان با وقوع حوادث مى داد كه براى ما غير قابل باور بود، ما كه براى نحوهٰ استفاده از تيغ اديت و زاويه درست آن روزها آموزش ديده بوديم، امروز وقتى عموم جامعه از اين امكان ارتباط سريع، جذاب، كم هزينه و پر مخاطب بهره مى برند، سفراى جمهورى اسلامى ايران نمى توانند و نبايد از آن بى بهره باشند، البته بعضى از همكاران وزارتخارجه و مأمورين دولت در خارج و در رأس آنها سفيران از گذشته در فضاهاى مجازى مى چرخيدند بى آنكه از خود نام و اثرى بگذارند و در حقيقت احتياط مى كردند، بازحضور جناب دكتر ظريف در رأس وزارتخارجه كه از گذشته در اين عرصه حضور داشت و پس از وزارت نه تنها اين بخش از ارتباط خود را تعطيل و حتى محدود نكرد، محتاطان هم به نوعى ناگفته مجوز و محملى قانونى براى خود پيدا كردند، البته كميت و كيفيت حضور بقول شما بر اساس ذوق، استعداد و فرصتهاى سفرا فرق مى كند. من شخصاً حداقل از يك دهه پيش به صورتهاى ميسر در فضاى مجازى بوده ام، وبسايت شخصى من در آرشيو خود بيش از چهارصد عنوان يادداشت، مقاله، مصاحبه و بيش از همين تعداد عكس را شامل مى شود، با دوران سفارت هم تغييرى در ماهيت و كيفيت آن نگذاشته، فقط يك سرفصل "در تاجيكستان" به آن اضافه شده بود كه اين روزها با فاصله گرفتن از آن كم رنگ مى شود. البته در دوران سفارتم ، وبسايت فعالى هم براى سفارت ايجاد كرديم كه اطلاعيه ها خبرهاى سفارت در آن منعكس مى شد و غيراز استفاده مردمى، منبع موثقى براى رسانه هاى تاجيكستان بود، حتى فرمهاى مورد نياز جامعه ايرانيان مقيم و تقاضاى رواديد براى تاجيكان در  دسترس بود. افراد روزآمد در دنياى كنونى يقيناً بى نياز از فرصتهاى استفاده از فضاهاى مجازى نيستند ولى اين استفاده بايد هوشمندانه و مراعات جوانب مختلف آن باشد.
 
5-فکر می‌کنید تاجیکان شما را بیش‌تر دوست دارند یا علیرضا قزوه را؟
نمى دانم، شايد بهتر است اين سؤال را از آقاى قزوه بپرسيد، يا استاد سيدعلى موسوى گرمارودى، اين دو شاعر بزرگ كه هم زمان در تاجيكستان خدمت كرده اند و در حقيقت آقاى موسوى گرمارودى رايزن فرهنگى و آقاى قزوه وابسته فرهنگى و معاون ايشان بوده است، سروده هايى براى همديگر داشته اند كه در انواع شعر مى توان آنها را فراتر از مغازله و مطايبه در نوع هزل و هجو قرار داد. البته مى فهمم كه از باب نمك مصاحبه اين سؤال را مى پرسيد وگرنه اين مقايسه ، قياس جامعى نيست، طول زمان ارتباط من با تاجيكستان و دامنه ارتباط هايم كه همه اقشار اعم از دولتى ، غيردولتى، نخبگان ، مردم عادى، پير و جوان و... را شامل مى شده، با ارتباطهاى دوست شاعرم آقاى قزوه كه مدتى محدود با اقشار مرتبط با فرهنگ و ادب را پوشش مى داد يقيناً متفاوت است. در حوزه ادبيات هم جناب قزوه كتابى تأليف كردند با عنوان "خورشيدهاى گمشده" كه در آن علاوه بر معرفى شاعران معاصر تاجيكستان ، نمونه هايى از شعر آن سامان رانقل كرده اند و آنگونه كه خود دلسوزانه نوشته اند، بعضى از شعرهاى تاجيكان را از نظر وزن عروضى و سلير اغلاط اصلاح كرده اندو حتى بقولى مجبور شده اند بعضاً شعرى جديد براى برخى شاعران بسرايند!!! كه اين البته به مذاق شاعران و ادباى تاجيك خوش نيامده بود. من در آن ايام نقدى بر اين كتاب نوشتم كه در روزنامه اطلاعات چاپ شد... اگر بخواهيم كتابهايمان را مقايسه كنيم، من هم كتابى با همين محتوا نوشتم با نام "چشم انداز شعر امروز تاجيكستان" اين كتاب در ايران دو نوبت منتشر شده و در تاجيكستان با الفباى سيريليك در نوبتهاى متعدد چاپ و بعنوان كتاب سال انتخاب شده است ، بيشتر از كتاب جناب آقاى قزوه خوشايند تاجيكان بوده است. البته تأليف و انتشار كتاب من و انتخابش به عنوان كناب برگزيده سال ، به قبل از دوران سفارتم بر مى گردد. اين مطلب را از اين جهت ذكر كردم كه شائبه ٰ نظر لطف خاصى به سفير كبير جمهورى اسلامى را پيشاپيش پاسخ گفته باشم، نقدهايى هم بر كتاب من وارد شد از جمله دوست باشرف و شهيدم احمدشاه مسعود، در شب قبل از شهادتش در بوستانسراى حكومتى دوشنبه كه هر دو براى شركت در جشن استقلال تاجيكستان ميهمان بوديم، تا نزديك بامداد در باره شعر تاجيكان گفتگو كرديم، احمدشاه مى گفت ، اى كاش نام كتاب را چشم انداز شعر امروز تاجيكان مى گذاشتيد كه تاجيكان افغانستان را شامل شود، نه تاجيكستان كه محدود به تاجيكان تاجيكستان شود. ببينيد جناب نعلبندى محترم شما سؤال تلگرافى هم بپرسيد جوابهاى من اينقدر طولانى مى شود و شما هم با نجابت تحمل مى كنيد، با اين حساب فكر مى كنم هنوز زياد كارداريم، بقول تاجيكان تا پگاه بايد چَخ چَخ كنيم. راستى جواب سؤالتان معلوم شد يا نه؟ مدتى است كه توفيق زيارت جناب قزوه را نداشته ام، اوايل اسفندماه هم كه براى شعر فجر به تبريز آمدم، استاد قزوه ظاهراً استثنائاً تشريف نداشتند و اين موجبات حيرت و بعضاً نگرانى شاعران مهمان و مسئولين دفتر شعر و ادبيات داستانى را باعث شد ولى عليرغم نگرانيهاى اوليه دريافتند كه مى سود محفل شعرى برگزار شود و استاد قزوه در آن نباشد و هيچ اتفاقى هم نيفتد!!! فكر مى كنم عليرضاخان قزوه ميزان ارادت اين كمترين را به خودشان و سروده هايشان بويژه شعرهاى آئينى شان مى دانند و از من رنجيده خاطر نمى شوند، بگذريم از اينكه اين گفتگو براى " آذر پيام" است و فرصتهاى استاد محدودتر از آن كه يك نشريه استانى را، حتى تورق بنمايند، بقول ما ترك زبانها: لپه نى دئمه، دويونى دِئ     دؤنَنى دئمه، بو گونى ديْ  / از لپه نگواز برنج بگو   ديروز را رهاكن از امروز بگو
 
6-می‌دانیم این سؤال از آن سؤال‌های تبریزی اصیل است، ولی لطفا کوتاه جواب دهید. تاجیکستاندا نئینه‌ديز؟
اگر بخواهم خیلی کوتاه عرض بکنم باید بگویم :  تاجیکستاندا هرنه بولدوخ، ائله دوخ، یا هرنه باشاریردوخ، ائله دوخ. اما طبعاً باید ولو مختصر همین فراز را تبیین کنم. من اعتماد را زیربنای توفیق همۀ فعالیتها اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنیتی می دانم. اولین اهتمام من در تاجیکستان مصروف اعتماد سازی بین سطوح مختلف مسئولین دو کشور شد. در سایۀ این اعتماد و بهره گیری از همۀ ظرفیتهای موجود برای ارتقا سطح روابط و ایجاد ساختارهایی موثر و دیرپا، سفارت جمهوری اسلامی ایران در دوران تصدی اینجانب به گواهی دوستان کشورمان و حتی رقبا و به شهادت مسئولین رسمی، نخبگان و اندیشمندان و اقشار عادی مردم تاجیکستان، فعالترین و اثر گذارترین سفارتخانه در بین کشورهایی بود که در آن کشور نمایندگی یا سفارت داشتند. در زمینۀ امور جاری سفارت طبیعی است که در کشوری هم زبان، هم دین و هم فرهنگ کار زیاد است. با وجود محدودیتهایی که از نظر اعتبارات و امکانات وجود داشت با روان سازی ارتباط تاجیکان و ایرانیان مقیم با سفارت جمهوری اسلامی ایران در دوشنبه کلیۀ وظایف مترتب بر یک سفارتخانه فعال را انجام داد. بنحوی که در سیستم ارزیابی متداول در وزارت امور خارجه کشورمان که بر اساس معیارهایی دقیق فعالیت سفارتخانه هاهر سال مورد ارزیابی قرار می گیرد، در طول سنوات مسئولیت اینجانب سفارت جمهوری اسلامی ایران در دوشنبه همه ساله عالی يا خيلى خوب ارزیابی شده است. از نظر ديدگاه مردم و مسئولين تاجيكستان هم به همين نحو است ، اگر بخواهم استناد يا شاهدى براى اين مدعا ذكر كنم، بايد از يك رويداد ياد بكنم ؛
همه ساله مدیران رسانه های تاجیکستان نسبت به انتخاب فعالترین سفیر مقیم تاجیکستان اقدام می کنند. در سه سال از پنج سال اقامت و مسئولیت در دوشنبه بنده را به عنوان سفیر سال انتخاب کردند [ اين در حاليست كه چند سال سفير روسيه به دليل كارگران فراوان تاجيك در روسيه و نيز سفير انگلستان به دليل سرمايه گذارى زياد فكر ميكردند كه به عنوان نفر اول در اين راى گيرى انتخاب شوند ولى در اين انتخابات كه به صورت مخفيانه ، مكتوب و از تمامى رسانه هاى مكتوب برگزار شد ، آنها رتبه هاى بعدى را كسب كردند ] . این انتخاب انعکاسی وسیع در رسانه ها و افکار عمومی داشت. و اوج این جایگاه که بعضاً رشک برانگیز بود، در اعطاء عالی ترین نشان دولتی تاجيکستان به نام «رودکی» از سوی رئیس جمهور آن کشور طی مراسمی به اینجانب خود را نشان داد.
 
در مورد این نشان و چگونگی انتخاب و جایزۀ احتمالی آن توضیح دهید.
ج: نشان رودکی عالیترین نشان دولتی تاجیکستان است که کمیتۀ تصویب کننده آن را جمعی مرکب از چهره های علمی و ادبی و برخی وزیران و مقامات عالیرتبه تشکیل می دهند. در سالهای بعد از استقلال تاجیکستان به هیچ فرد خارجی این نشان و عنوان اعطا نشده بود و گفته می شد تنها فرد خارجی پیش از من جناب ناتل خانلری بود که در سالهای دهۀ 50 و زمان اتحاد جماهیر شوروی آن را دریافت کرده بود. این نشان طی مراسمی در کاخ ریاست جمهوری از سوی خود رئیس جمهور برسینۀ برندۀ آن نصب و احکام مربوطه اعطاء می شود. [ خبر  اين مراسم را تقريبا تمامى كانالهاى تلويزيونى تاجيكستان به صورت مستقيم و زنده پوشش دادند. در ايران نيز برخى رسانه ها از جمله روزنامه اطلاعات و چند وبسايت خبرى موضوع را براى چند سال كار كردند. ]برای تاجیکانی که این نشان اعطاء شود جوایز متعددی وجود دارد که طبعاً دریافت آن جايزه ها یا بهره مندی از امتيازات متعلق به برندگان يا دارندگان اين عنوان، برای اینجانب اصولی نبود. اما روزی دبیر کمیتۀ تصویب این جایزه به همراه چند نفر به سفارت مراجعه و در يك پاكت بزرگ مبلغ ١٥ هزارسامانى  [ معادل سه هزار دلار ]  به اینجانب دادند. که  در این باره هم بنده ضمن سپاسگزاری از دریافت آن امتناع کردم اما با بیان اینکه باید این جایزه تقدیم شما شده و بايد ضمن دريافت آن ، رسید مبلغ جايزه نقدى را امضا کنید،كه اينجانب نسبت به دریافت آن اقدام كردم ولی مبلغ جايزه را عیناً به وزیر فرهنگ آن کشور تقدیم کردم تا صرف توسعه کتابخانه های تاجیکستان شود. البته پیش از این نشان هم در سالهای قبل از تصدی مسئولیت سفارت در تاجیکستان، به‌نظرم در سال 1376 بود که رئیس  جمهور آن کشور در مراسم سالگرد استقلال تاجیکستان نشان «خادم فرهنگ» را به اینجانب اعطا کردند که علیرغم انعکاس وسیع آن در تاجیکستان، در کشورمان حتی خبرش منتشر نشد. فقط جناب آقای مهندس میرسلیم "وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى وقت" که انسانی دقیق و با انصاف بودند از این موفقیت تقدیر کردند. اگر بخواهم عناوین برخی از اهم کارهای انجام شده در تاجیکستان را ذکر کنم، باید چند عنوان را به عرض برسانم.
در حوزۀ ایجاد فضاهای جدید برای کشورمان غیر از مسجد حضرت صاحب الزمان (عج) و مجتمع آموزشی رودکی که در پاسخ سوالات قبلی به آنها اشاره شد مواردی از این قبیل لازم به ذکر است:
- ایجاد سالن کشتی پهلوانی در کنار زورخانۀ به نام حکیم ابوالقاسم فردوسی و توسعه ورزش پهلوانی با آوردن مربى ، مرشد و كارشناس ورزش زورخانه اى از كشورمان به تاجيكستان و رونق اين ورزش اصيل بين مردمآن كشور وبرگزاری سه دوره مسابقات بین المللی آن ورزش در دوشنبه با حضور ورزشكاران كشورهاى متعدد از جمله ورزشكاران كشورمان. همين چند هفته پيش نيز دعوتنامه رسمى فدراسيون بين المللى ورزشهاى زورخانه اى (كه مهندس مهرعليزاده  در سالهاى اخير به عنوان دبير كل اين فدراسيو انتخاب شده است )، من را به عنوان بنيانگذار زورخانه فردوسى شهر دوشنبه و به عنوان ميهمان ويژه به تاجيكستان دعوت كرده بود كه حضورم در تبريز را به آن مراسم ترجيح دادم ! 
- تاسیس مرکزی مهم و باشکوه به نام "خانۀ ایران "
در محلی مرغوب در دوشنبه که در مراحل ساخت از سوی مقامات کشورمان از جمله وزیر خارجه وقت جناب دکتر صالحی مورد تایید قرار گرفته و پس از افتتاح بوسیله رئیس جمهور و جمعی از وزیران کشورمان به محلی برای برگزاری برنامه‌های مهم تبدیل شد. در دوران  حضور اینجانب رئیس مجلس شورای اسلامی و چهار هیئت از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رئیس سازمان بازرسی کل کشور، وزرای خارجه، اقتصاد، دادگستری، علوم و ... علاوه بر بازدید از آن محل جلسات خود با ایرانیان مقیم را در آنجا برگزار کردند. جلسات مناسبتهای مهم همانند نوروز، ولادتهای ائمه اطهار که با موسیقی همراه بود مناسبتهای مرتبط با امور دانشجویی که انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی مقیم برگزار می کرد، و برنامه های متنوع دیگر در آنجا برگزار می شد، حتی نمایشگاه وسیع مناطق آزاد کشورمان با حضور روسای مناطق آزاد و مقامات تاجیک به مدت چهار روز و به شکل با شکوهی در آنجا برگزار شد و نمایشگاه کتاب که با مسولیت انتشارات علمی و فرهنگی وابسته به وزارت علوم تحقیقات و فناوری و نمایش بیش از سه هزار عنوان کتاب در خانه ایران، برگزارشد و فعالیتهای فراوان دیگر . اصولاً ايجاد مجتمعى بنام خانه ايران و تمركز فعاليتهاى اجتماعى، علمى ، فرهنگى ، آموزشى و...در آن  بين سفارتخانه هاى ايران در خارج امرى بديع و جدى بود.
جالب است بدانيد محل خانه ايران در مجموعه اى به نام " تاجيك اطلس " ساخته شد. تاجيك اطلس  سالها نماد هويت و فرهنگ تاجيكان به عنوان كارخانه توليد پارچه هاى ظريف ابريشمى بود و پس از فروپاشى شوروى تبديل به زمين و كارخانه اى متروكه ولى در يكى از مرغوبترين نقاط شهر بوده است. دوستانى كه به هر يك از پايتختهاى كشورهاى شمالى كشورمان مثل باكو و بيشكك و مسكو و ... مسافرت كرده باشند ميدانند مجموعه "سيرك " در همه پايتختها موجود و در مركز شهر قرار دارد و زمين وسيعى كه ما توانستيم پرچم ايران را در آن به اهتزاز در بياوريم دقيقا كنار سيرك و در كارخانه سابق ملى توليد پارچه هاى ابريشمى است. ديپلماتها و كسانى كه كار سياسى خارج از كشور كرده اند ميدانند خريد حتى يك متر مربع زمين در يك كشورخارجى نيازمند چه رايزنى ها ، لابى ها و توان ديپلماتيك است!
- ایجاد درمانگاه و اردوگاه هلال احمر جمهوری اسلامی ایران : اين درمانگاه و  اين اردوگاه نيز تا وقتى كه من در تاجيكستان بودم بسيار فعال بود. زمين اردوگاه  در يكى از مناطق ييلاقى و بسيار خوش آب و هوا در فاصله ١٥ كيلومترى شهر دوشنبه است . درمانگاه هلال احمر نيز در مركز شهر ايجاد شد . طى آن سالها نه تنها بيماران ايرانى و برخى از اقشار ايرانيان مقيم تاجيكستان مثل دانشجويان را با تخفيفهاى بالا (مثلا ٥٠٪)  درمان ميكردند بلكه بسيارى از بيماران تاجيك نيز به آنجا مراجعه مى كردند.  
- آغاز ساختمان جدید سفارت جمهوری اسلامی ایران که تا زمان حضور من مراحل سفت کاری ساختمان اصلی آن به اتمام رسیده بود. جالب است بدانيد بهترين زمين ممكن در منطقه ديپلماتيك و جديدالاحداث شهر دوشنبه با رايزنى و رفاقت ديرينه اى كه با عبيدالله اف ( شهردار دوشنبه و در واقع نفر دوم حكومت تاجيكستان ) داشتم را توانستم به يارى خداوند براى ساختمان جديد سفارت ايران بگيرم.
- ا يجاد و  تاسيس اتاقهاى ايران در مراكز علمى ، دانشگاهى و حتى پادگانهاى نظامى تاجیکستان و تجهيز آنهابا کتابها و نشریات فارسی و ...و برگزارى كلاسهاى آموزش زبان و خط فارسى.جالب است بدانيد به دليل اشتراكات فرهنگى و ... اين اتاقها كه در كنار اتاقهاى فرهنگ ساير كشورها در دانشگاهها ايجاد شده بود به قدرى محل رفت و آمد و گفتوگوى جوانان تاجيك شده بود كه تصميم گرفتيم برخى از آنها را مجهز به ماهواره براى ديدن فيلمهاى شبكه آموزش و نيز برخى سريالهاى معروف ايرانى مثل يوسف پيامبر ( كه غوغايى در تاجيكستان به پا كرد) كنيم.
- نظارت بر تأليف كتابهاى آموزش الفباى فارسى و بقول تاجيكان، خط نياكان، براى پايه هاى اول تا هشتم توسط مو لفين كتا بهاى درسى دو كشورً و چاپ در تيراژى وسيع و توزيع بين دانش آموزان استانهاى مختلف تاجيكستان.اين نيز به يارى خداوند از كارهاى ماندگارى است كه سالهاى آينده نتيجه اش معلوم خواهد شد. همانطور كه ميدانيد جوانان امروز تاجيكستان فقط ميتوانند به رسم الخط روسى بنويسند زيرا در دوره اى آموزش رسم الخط فارسى ( كه آنها خط نياكان مينامند) كمرنگ شد ولى به اميد خدا هم اكنون كودكان تاجيك رسم الخط فارسى را به عنوان درسى اجبارى در مدارسشان مى آموزند.
- ورود سرمایه گذاران ایرانی در بخش بهداشت و درمان و موضوع سلامت که از نیازهای اساسی تاجیکستان به شمار می رود که از نمونه های آن بیمارستان تخصصی ابن سینا بود که با تلاش و سرمایه بخش خصوصی تاسیس و راه اندازی شد.خاطرات جالبى از حضور ديپلماتهاى كشورهاى رقيب و در برخى اوقات متخاصم در بيمارستان ايرانى ابن سيناى شهر دوشنبه به خاطر دارم .
- اتفاق نادری که شاید در مناسبات ایران و سایر کشورهای دیگر و یا حتی هیچ دو کشوری سابقه نداشته است رژه یگانهای نمونه نیروهای مسلح کشورمان در جشن استقلال تاجیکستان بود که با رایزنی های انجام شده نیروهای مسلح کشورمان با سلاح خودشان طی یک سفر با هواپیمای نظامی وارد این کشور شدند و در مراسم رسمی رژه رفتند.نكته مهم اين سفر اين بود كه اين يگان ويژه با اسلحه ى سازمانى خودشان در مقابل رئيس جمهور ميزبان و برخى رؤساى جمهور ميهمان مراسم رژه رفتند و ما براى گرفتن مجوز اينكار كه رسما غير ممكن بود چه قدر زحمت كشيديم .خوب به ياد دارم سحرگاهى را كه براى استقبال اين هواپيماى نظامى با همكاران ديپلماتم به فرودگاه رفته بوديم. فرودگاه شهر دوشنبه با فرمان امير ؟؟؟ كه فرمانده اين جوانان نظامى است به لرزه در آمده بود.
- در حوزۀ چاپ و نشر علاوه بر انتشار منظم نشریه نامه پژوهشگاه، چاپ کتب شعرا و نویسندگان تاجیک در پژوهشگاه فارسی – تاجیکی و چاپخانه «پیوند» وابسته به سفارت انجام می گرفت.ما تقريبا هر دو هفته يكبار يك مراسم رونمايى از كتاب داشتيم. برخى از اين مراسم در تالار اصلى كتابخانه ملى تاجيكستان ، برخى در تالار آكادمى علوم و برخى نيز در خود سفارت انجام مى شد. ما با چاپ آثار بزرگان معاصر تاجيك ، بسيارى از ناشران فارسى زبان ضد انقلاب مقيم اروپا را كه عطش چاپ اشعار و نوشته هاى تاجيكان و افغانها را داشتند كاملا نااميد كرديم. 
-  از مواردی که برای خودم جاذبۀ شخصی داشت توجه به نسل پیشین ایرانیان مقیم بود که از سالهای پیش از انقلاب به این کشور رحل اقامت بسته بودند. ارتباط منظم و دیدار ماهانه با این سالخوردگان را در برنامه هایم می گنجاندم و در مناسبتها هم همیشه از ایشان دعوت می کردیم.
- بازديد از صغيره خانه ها ( يتيمخانه ها ) در ابتداى هر سال و درست بعد از سخنرانى رسمى نوروزى ام در جمع ايرانيان مقيم 
- بازديد از خانه هاى سالمندان حتى غير مسلمان به عنوان سنت نوروزى 
- پايه گذارى دفتر انجمن اسلامى دانشجويان ايرانى مقيم تاجيكستان
- تبديل يك پرواز در هفته در ابتداى ماموريتم به چهار پرواز در هفته پس از حدود ٦ سال
البته اگر بخواهم فقط عناوين اين فعاليتها را برشمارم، بايد دهها سرفصل ديگر به موارد گفته شده بيافزايم كه از حوصله اين مقال خارج است، آنچه ذكر شد، فقط نمونه هايى از اهم فعاليتهابه تناسب اين ايام بود.
 
 7-کمی از مراسم عید نوروز در تاجیکستان بگویید.  نوروز در سرزمین دری‌های چشم بادامی‌ چه طعمی دارد؟
نوروز تاجيكستان خيلى شيرين است، بيش از آنكه و پيش از آنكه در خانه و زندگى شخصى و خانوادگى جريان داشته باشد، جشنى بزرگ و ملى و البته اعتقادى است، در روز اول فروردين هيچ تاجيكى در خانه نمى ماند، همه در بوستان سراى مهم شهر جمع مى شوند، البته در اين اواخر محلهاى بزرگى بنام نوروزگاه ساخته شده است كه محل اجتماع مردم در روز نوروز مى باشد. پس از ديدار عمومى مردم با يكديگر است كه زمان ديدار بزرگان هر فاميل مى رسد و بقيه آداب و رسوم كه مشابهت فراوانى به رسم هاى ما ايرانيان دارد، البته در سالهاى بعد از استقلال عموم جمهورى هاى شوروى سابق و بويژه تاجيكستان، نوروز رونق بيشترى گرفته است، تا قبل از سال 1370 ، رژیم کمونیستی شوروی سابق که 80 سال بر جمهوری های آسیای میانه از جمله تاجیکستان تسلط داشت تلاش می کرد که خاطرات و فرهنگ نوروزی از مردم تاجیکستان زدوده شود اما تاجیکان با پایبندی به سنت های اصیل خود نوروز را زیر عناوین ˈعید بهارˈ و ˈجشن کشاورزانˈ زنده نگه داشتند. با وجود تلاش های نظام شوروی سابق برای فاصله گرفتن تاجیکان از فرهنگ و آیین های خود از جمله نوروز ، اما این مناسبت باستانی برای مردم تاجیکستان، جشنی ملی و دیرینه و داراى قداست است ، تاجیکان از دیرباز نوروز را مقدس می دانند و با دعا و نیایش های ویژه که در رسوم گل گردانی، سمنوپزی و کلوچه پزی دارند به استقبال نوروز می روند و رسیدن بهار را با گل گردانی گل های نرگس ، سیاه گوش و گل های بهمن خبر می دهند.
علاوه بر جشن عمومی نوروز در تاجیکستان ، تاجیکان آیین های نوروزی را به خصوص در شهرهای خجند و بدخشان با ويژگيهاى خاص مناطق برگزار می کنند. 
خانه تکانیˈ یا ˈجاروب بندانˈ یکی از این آیین هاست که معمولاً روز 19 مارس برگزار می شود. اشیای خانه را به تمام بیرون می برند، گرد و غبار را از در و دیوار و طاقچه ها می زدایند، پشت بام ها را می روبند و هزار-اسپند دود می کنند.
زنان خانواده با آرزوی پرباری و برکت سال نو، جلد منقش کلاه های گردی را به آرد می زنند و بر دیوارهای دودخوردۀ خانه، نقش گل می آفرینند. کودکان با گچ سفید روی دیوار نقش گل و بلبل و آهو و بز کوهی می کشند. رنگ سفید در روزهای نوروز نقش نمادین دارد و همه جا به چشم می خورد.
درحالی که زنان و کودکان سرگرم آرایش خانه هستند، مردان خانواده شاخه های بلند درختان را می برند و با کارد روی آنها گل می تراشند. سپس شاخه های آراسته را با ندای ˈشاگون بهار مبارک!ˈوارد خانه می کنند و در سوراخ های پنج ستون خانه استوار می کنند.
در روز نوروز دختران جوان با لباس های تازه و رنگارنگ میان درختان باغ تاب می بندند و تاب بازی می کنند. درحالی که یکی مشغول تاب سواری است، دیگران دف می زنند و سرودهای نوروزی می خوانند و تاب هر دختری بالاتر برود، برایش در طول سال نو بخت بلندتری را پیش گویی می کنند.
یکی دیگر از آیین های نوروزی در تاجیکستان ˈکلا غزغزˈ است. کودکان و نوجوانان و گاه افراد بزرگسال روسری می بندند و گروه گروه کو به کو می گردند و با شعر و شعارهای نوروزی به خانه های مردم سر می زنند. در جریان این آیین برخی به خواسته های دیرین خود می رسند اما برای برآورده شدن خواسته شان این افراد باید روسری خود را به گونه ای بر فراز خانه ها پرت کنند که از راه ˈروزنه ˈ واقع در مرکز سقف خانه های چارگوش بدخشی، به درون خانه بیفتد. آن گاه آن فرد خوش اقبال می تواند با ندای بلند ˈای پدر، برخیز، نوروزی بیارˈ از صاحب خانه ارمغان نوروزی بخواهد. در گذشته خواسته ها فروتنانه بود و به شیرینی و حلوا محدود می شد. اما اکنون برخی ترجیح می دهند تلفن همراه و دستگاه ضبط صوت و چیزهایی از این دست هم بخواهند.
شماری هم چه در گذشته و چه اکنون با استفاده از این فرصت از دختر خانواده خواستگاری می کنند. پدر خانواده مجبور است به خواسته های مهمان تن دهد، چون بنا به باور مردم، در روز نوروز کسی نباید زیر روزنه خانه را ناامید ترک کند.
آتش بازی هم از مراسم رایج نوروزهای تاجیکستان است. جوانان دور هیمه آتش رقص و بازی می کنند و از فراز آن می جهند و می گویند: ˈزردی من از تو، سرخی تو از منˈ.
در شب نوروز در مزار بزرگواران که در بدخشان تاجیکستان ˈآستانˈ گویند، آتش روشن می کنند و مردم به زیارت مزارها می روند و سنگ آتش را سه بار می بوسند و به دیده ها می مالند. این آیین می تواند بازماندۀ رسم زرتشتی ˈفروردینگانˈ باشد که اکنون هم در میان زرتشتیان معمول است.
سمنوپزان یکی از این آیین های نوروزی در تاجیکستان است.
سمنک یا سمنو از بهترین غذاهای نوروزی است که از جوانه گندم و آرد تهیه می شود و یکی از اجزای اصلی سفره هفت سین یا خوان نوروزی به شمار می آید. 
البته مراسم سمنوپزان در کشورهای افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان مهم ترین رسم نوروزی است. با وجود این، این خوراکی در این کشورها به ندرت در طول سال خورده می شود و تنها در نوروز زینت بخش سفره های نوروزی است. 
این غذا در کشورهای دیگر به نام های سمنی٬ سوملک٬ سومنک و سومولوک هم شناخته می شود.اما در تاجیکستان مهمترین خوراکی تاجیکان برای نوروز که در تمام مناطق تاجیکستان عمومیت دارد، سمنو است که هنگام پختن آن نواهایی نظیر،ˈبوی بهار است سمنک، آش نهار است سمنک، از گل گندم سمنک، خوردن مردم سمنکˈ را سر می دهند. 
آیین تهیه و پخت سمنک یا سمنو در همه مناطق این کشور هنوز هم باقی است و پس از اعلام استقلال به جدول جشن های رسمی عید نوروز وارد و دوباره احیا شده است.
نان تاجیکی اگرچه همواره خوشمزه و پرطرفدار است اما در ایام نوروز با پیوستن انواع شیرینی های محلی از طعم و جاذبه بیشتری برخوردار می شود. 
آیین پخت سمنک نوروزی که تا به حال بیشتر خاص مردم روستاهای تاجیکستان بود، هم اکنون در میان ساکنان شهرها نیز اجرا می شود. سمنک را در تاجیکستان عمدتا زنان می پزند و برای این کار از قبل در ظروف رو باز گندم را به خیس می گذارند و تا زمان سبز شدن دانه های گندم انتظار می کشند. 
 
در روزهای آمادگی برای برپایی جشن نوروز شیره گندم را با آرد مخلوط کرده به دیگ می ریزند و روی آتش برای پخت می گذارند. پخت سمنک از صبح زود دو روز قبل از عید آغاز می شود و برای این که سمنک خیلی دیر می پزد، زنان طباخ گرد دیگ جمع شده و تا پخت آن با زدن دف در وصف نوروز ترانه می خوانند. 

به عقیده تاجیک ها، در زمان پخت سمنو حاجتمندان می توانند حاجت بگیرند و بیماران نیز شفا یابند و به این خاطر سمنو به معنی استقبال از بهار و در بین تاجیک ها شفابخش است. 

در مراحل آخر پخت این خوراکی عیدانه زنان با آرزوی نیک به داخل دیگ سمنک هفت دانه سنگ خرد و چهارمغز (گردو) می اندازند. گفته می شود هنگام توزیع سمنو این سنگ ها و گردوها به کاسه هر کسی افتاد، وی به آرزویش خواهد رسید. 
یکی دیگر از مراسم مهم وابسته به نوروز و کارهای کشاورزی ˈگل گردانیˈ نام دارد. مراسم گل گردانی را ˈبایچیچکˈ یا ˈبایچیچک گوییˈ نیز می نامند. 
مردم تاجیک از زمان های قدیم به مناسبت بیداری طبیعت و آغاز شکوفه دهی گل ها و درختان به گل گردانی می پرداختند. در گذشته وظیفه گل گردانی به عهده بزرگسالان بود. اما این مراسم اکنون در اکثر محل ها توسط بچه ها و جوانان انجام می شود. این مراسم به این صورت اجرا می شود که پیش از فرارسیدن نوروز گل گردان ها و کودکان به دره و کوه و دشت و تپه رفته و از آنجا گل زردک یا سیاه گوش (بایچیچک) می چینند. سپس با دسته های گل، روستا به روستا می گردند و به ساکنان آنها، مژده رسیدن بهار و پایان یافتن زمستان و آغاز کشت و کار بهاری را با اشعاری می سرایند.
جشن ˈبایچیچکˈ یا ˈگل بهمنˈ روز و یا گل گردانی تاریخ بخصوصی ندارد و وابسته به میل طبیعت است و هرگاه نخستین گل های بهمن جوانه بزنند و کودکان این گل ها را پیدا کنند، مژد رسیدن بهار در کوی و برزن طنین می اندازد.
 
خواندن 1041 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 01 فروردين 1394 ساعت 03:30

نظر دادن

روز ملی شعر و ادب پارسی- شهریورماه 1400

یادی از دوران نمایندگی در مجلس شورای اسلامی

پشت صحنه حضورم در برنامه زير نور ماه در شبكه جهانى سحر

تازه ها

فصلی نوین در روابط تهران و دوشنبه - صفحه اول روزنامه جام جم 1400/06/28

فصلی نوین در روابط تهران و دوشنبه - صفحه اول روزنامه جام جم 1400/06/28

دوشنبه, 05 مهر 1400 17:55

اولین سفر خارجی رئیس‌جمهور محترم به کشور همزبان، هم‌فرهنگ و هم‌آیین تاجیکستان با موفقیت‌های جدی و پردامنه‌ای مواجه بود. در این سفر، علاوه بر عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در...

در سوگ علی مرادخانی، سترگ سکاندار سفینة فرهنگ و هنر (روزنامه اطلاعات1400/03/18)

در سوگ علی مرادخانی، سترگ سکاندار سفینة فرهنگ و هنر (روزنامه اطلاعات1400/03/18)

شنبه, 05 تیر 1400 09:47

ای قبلة جان کجات جویم جانی و به جان هوات جویم دیروز چو آفتاب بودی امروز چو کیمیات جویم اگرچه مرگ «داد» است، اما آدمی این «داد» را برنمی‌تابد و عشق آدمی به حیات...

بهار خونين قدس ( صفحه اول روزنامه اعتماد1399/02/29)

بهار خونين قدس ( صفحه اول روزنامه اعتماد1399/02/29)

پنج شنبه, 30 ارديبهشت 1400 16:33

شيون‌هاي زن نگهبان تاكستان در شب، مرا بيدار مي‌كند؛ و غريو باد شمال را مي‌شنوم در بيشه زيتون؛ كه نوحه سر كرده و در گوش من سوگنامه ملت سختكوش مرا، ملت شكست خورده مرا تكرار...

رمضان و شهید رمضان (روزنامه اطلاعات یکشنبه 1400/2/19)

رمضان و شهید رمضان (روزنامه اطلاعات یکشنبه 1400/2/19)

یکشنبه, 19 ارديبهشت 1400 16:30

رمـــضان المبارک با نام مبارک على(ع) پیوند خورده است. نام و یاد شهید رمضان، این با فضیلت ترین ماه خدا با نام و یاد پیشواى پرهیزکاران و عطر شهادت حضرتش...

حق تكثير كليه محتواى تصويرى، صوتى و نوشتارى اين وبسايت متعلق است به على اصغر شعردوست .