خانه/همه/آرشیو/عمومی/فريادِ ايستادگي در پهنه ادبياتِ جهاني
آرشیو , عمومی

فريادِ ايستادگي در پهنه ادبياتِ جهاني

فريادِ ايستادگي در پهنه ادبياتِ جهاني

1405/03/12

:: در تقويمِ بيداري اين سرزمين، نامِ ضياءالدين ترابي با تعهد و هوشياري بي‌وقفه گره خورده است. او كه از بومِ اصيلِ زنجان قد كشيد، با تواني كم‌نظير در حوزه زبان‌شناسي و ادبياتِ تطبيقي، دريچه‌اي نو به سوي حماسه‌هاي معاصرِ ملل گشود. ترابي تنها به سرودن بسنده نكرد؛ او با كاوش در سروده‌هاي مقاومتِ قاره‌هاي مختلف نشان داد كه نبضِ آزادي‌خواهي در كالبدِ واژگانِ جهان، يكسان مي‌تپد. او با ترجمه و نقدِ آثارِ ستمديدگان، مرزهاي جغرافيايي را درنورديد و به همگانa ثابت كرد كه دردِ يك مبارز در جبهه‌هاي ايران، همان رنجي است كه بر پيكرِ عدالت‌جويان در دورترين نقاطِ عالم مي‌نشيند.
نگاهِ اين شاعر، آميزه‌اي از بينشِ عميقِ بومي و آرمان‌گرايي فرامتني است. هنرِ ترابي در گره زدنِ مفاهيمِ انتزاعي به واقعيتِ ملموسِ جنگ بود. او در مجموعه طبل‌هاي غران و آه اين دريا نشان مي‌دهد كه چگونه استكبار جهاني سعي دارد با ايجادِ تفرقه، وحدتِ امت اسلامي را شكست دهد. او هشدار مي‌دهد كه اگر جامعه به خوابِ غفلت رود، دشمن با بهره‌گيري از نفوذِ فرهنگي، خانه ما را به انبارِ اسلحه خود تبديل مي‌كند؛ اما بيداري ملت، همان‌گونه كه در جنوب شهر توصيف شده، ايستادگي سفت و محكم در آتشِ محاصره است.
او در سروده‌هايش، مفاهيمِ قدسي را به متنِ مبارزه امروز پيوند زد. در شعرِ بلندِ او، جنوب نمادِ استواري قبله در برابرِ هجمه‌هاي پوشالي جهان‌خواران است:
«باري جنوب جانب قبيله ست
گفتم جنوب
يعني جنوب شهر
و- دشمن
از قبله
از قبيله من مي‌ترسد
مانند ابرهه
ازكعبه
ازقبيله ابراهيم
وقبله سمت جنوب است
مثل جنوب شهر
شهري كه ايستاده
درآتش
و- تا
پيروزي نهايي
خواهد ايستاد
مانند كعبه كه مي‌داند
پيروزي از قبيله قبله ست»

اين بيانِ حماسي، بازتاب‌دهنده هراسِ جاودانه استكبار از ايمانِ راسخ است. امروزه كه مامِ ميهن هدفِ كينه‌توزي‌هاي مستقيمِ امريكا و رژيمِ غاصبِ صهيونيستي قرار گرفته، طنينِ اين ابيات بيش از پيش بر حقانيتِ مسيرِ ما گواهي مي‌دهد. ترابي نشان داد كه ابرهه‌هاي زمانه با زرادخانه‌هاي پيشرفته خود، هنوز از لرزشِ صداي يك مومن بر سجاده مقاومت مي‌هراسند.
سبك ادبي ترابي، آميزه‌اي از ظرافتِ زباني و خشمِ مقدس است. او واژگان را مي‌چيند تا زخمِ جراحاتِ جنگ تحميلي را مرهم كند و اميدِ فردا را زنده نگه دارد. او در نقدِ شعرهاي مقاومت، تاكيد مي‌كند كه ادبياتِ ما بايد بازتاب‌دهنده رنج و مقاومتِ مردم باشد. اين همان روحيه‌اي است كه در دورانِ دفاع مقدس، شاعرانِ رزمنده در خطِ مقدم معنا كردند و امروز در قلمروِ مقاومت، با قلم و شمشير پاسداري مي‌شود.
ميراثِ ماندگارِ او، تصويري از پايداري خلل‌ناپذير در برابرِ تطميع و تهديد است. ضياءالدين ترابي با تكيه بر قبيله قبله، نشان داد كه صيانت از حريمِ وطن، از مسيرِ خودباوري و شناختِ دقيقِ جبهه باطل مي‌گذرد. او شاعري بود كه با ايمان به نصرتِ نهايي، سنگري از جنسِ انديشه بنا كرد تا آيندگان بدانند كه پيروزي، سهمِ كساني است كه حتي در ميانه آتش، قبله خود را گم نمي‌كنند. يادش گرامي كه تا واپسين لحظه، پاسدارِ شرف و عزتِ جاويدانِ ايران باقي ماند.

علی اصغر شعردوست

متن خبر در روزنامه اعتماد

اشتراک گذاری

با استفاده از روش های زیر می توانید این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید .