دو سال پس از بعثت رسول اکرم (ص)، در روز جمعه بیستم ماه جمادی الاخر، در خانه امین خداوند و مردم، حضرت ختمی مرتبت، دختری پای به عرصه حیات نهاد که خورشید وجودش، طی سالهای کوتاه حیات، جهان را با روشنی و برکت آذین بست.وجودش کوثر جوشانی شد که تاریخ شیعه و تمام جهان اسلام جوشش خود را مرهون و مدیون این شجره طیبه است.
وجود مبارکش درس آموز حیات اجتماعی و معنوی زن مسلمان است. از آن روز که در خانه پیامدار وحی و در هوای عطرآگین پیام و رسالت جهاد و مبارزه قد کشید تا آن روز که در خانه علی تمامت تاریخ معنوی بشر را زیر یک سقف متجلی کرد همواره الگو بود. خانه ای که در آن فاطمه (س) زن است و علی (ع) همسر و حسن (ع) و حسین (ع) و زینب (س) فرزندان آنان.
برای زن ایرانی که در هنگامه توفان خیز امروز و هجوم بی رحم سارقان ایمان در جست و جوی اسوه و الگوی زندگی است، وجود مقدس حضرتش راهگشا و الهام بخش است، الهام زندگی و عشق و مبارزه و پارسایی. فاطمه (س) خورشید درخشان و کوکب هدایتی است که در شب و روز تاریخ نشانه است، نشانه ای در جاده فلاح و رستگاری زن مسلمان.
نامگذاری روز ولادت حضرتش به نام روز زن در جمهوری اسلامی ایران تأکیدی بر همین جنبه از حیات معنوی آن بزرگوار است که با گذشت ایام کم فروغ نشده است و جامعه ما روز به روز به این الگوی زندگی نیازمندتر می شود. تأسی به سیره حضرت زهرای مرضیه (س) به معنای قرار گرفتن در فضای اجتماعی فعال است.
بسیاری از نیازمندیهای جامعه امروز ما در عرصه های مختلف از طریق زنان تأمین می شود و بانوان موفقیت های چشمگیری در این عرصه ها به دست آورده اند و این در حالی است که شرایط فرهنگی و اجتماعی برای آموزش و پرورش و اشتغال زنان در گذشته فراهم نبوده است. پیروزی انقلاب اسلامی خط بطلانی بر بسیاری باورهای غلط کشید و با آماده کردن شرایط اجتماعی برای رشد و بالندگی زنان، شرایط حضور آنان را در بسیاری فعالیت های سیاسی و اجتماعی فراهم کرد.
حضور گسترده زنان در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، علمی و …….. این نوید را می دهد که اگر شرایط برای آموزش و پرورش و اشتغال زنان ایرانی همواره فراهم باشد، پس از گذشت مدتی، محرومیت های به جا مانده از گذشته های دور، رخت برخواهد بست و زن ایرانی با تدبیر و توانایی و درایتی که از خود نشان می دهد خواهد توانست با شرکت در بسیاری از فعالیتهای اجتماعی، حضوری مؤثر در عرصه رشد و سازندگی کشور داشته باشد.
امید است هنر و ادبیات ما نیز، در کنار رشد و بالندگی زن مسلمان ایرانی، به ثبت چهره واقعی او، آنگونه که هست، بپردازد. بدون شک، چهره باقیمانده از زن ایرانی در آثار ادبی و هنری، سندی خواهد بود برای آیندگان تا سیمای واقعی مادران خود را بشناسند و تلاش و کوشش ستودنی آنان را مبنای تجارب خویش قرار دهند.