چهارشنبه, 23 مرداد 1392 ساعت 04:30

خجند، « شهر خوبان»

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
شهر خجند یا  ( شهر خوبان ) دومین شهر بزرگ تاجیکستان، شهری کهن و با سابقه ای 2500 ساله است. در زمان کوروش هخامنشی، خجند یکی از شانزده ساتراپ امپراطوری بزرگ ایران بود. این شهر در زمان اسکندر گجسته، ویران شد اما پش از مدتی بار دیگر احیا گردید.
خجند در بستر تاریخ، تحولات عمده ای را از سر گذرانیده است. در دوران اسلامی، این شهر یکی از مراکز مهم علمی ماوراءالنهر بوده است. این شهر در قسمت شمالی جمهوری تاجیکستان قرار دارد خجند در اواسط قرن گذشته، به تصرف روسیه درآمد و در سال 1918 بخشی از جمهوری ترکمنستان و پس از آن در مرزبندی های سیاسی سال 1924 میلادی به جمهوری تاجیکستان ملحق شد. خجند که در زمان اتحاد شوروی سابق " لنین آباد" نام گرفته بود، با فروپاشی شوروی مجددا به نام کهن خویش خوانده شد.
درباره معنی واژه « خجند » تحقیقات بسیاری انجام گرفته است. برخی از اندیشمندان این واژه را به معنی « خوب جند » یعنی « شهر خوبان » گفته اند. برخی دیگر آن را «خاجکند » یعنی « شهر بزرگان و خواجگان » می دانند. گروهی دیگر خجند را به معنی « سدامنه و خباز » گفته اند اما اغلب محققان معتقدند که واژه خجند شکل تغییریافته کلمه « خورجند » از زبان قدیمی ایرانی شرقی به معنی « خور » - خورشید - « جند » - شهر به معنی « شهر خورشید » یا «خورشید شهر » است و این البته بیشتر به حقیقت نزدیک است. معلوم است که ایرانیان شرقی یعنی همان تورانیان از قبیل سغدیان، سکاییان و فرغانیان که در این ناحیه سکونت داشته اند خود نام و اساس شهر خجند را بنیاد کرده اند. به علت اینکه تورانیان از راه آیین قدیمی خویش خورشید را پرستش می کردند و حتی گروهی هم اهورامزدا را با خورشید یکی می دانستند. و به خاطر همین باور بود که شهر خود را « خورشید » نان نهادند. اما تاریخ بنیاد شهر خجند معلوم نیست. طبق روایات اساطیری مردمی خجند را تسخیر و بنا نهاده و بعد از خرابی داراب آن را تعمیر و احیا کرده اند. بر اساس یافته های باستان شناسی، همچنین پژوهشهای مردم شناسی و زبان شناسی و غیره، ثابت شده است که خجند به عنوان شهر قرن 6 قبل از میلاد وجود داشته و دارای دیواره ها،معابد و آتشکده ها بوده است. دخمه ها و کورستان های قدیم شهر که حالا با نام های « حضرت بابا »، « بابا زیرک » و غیره معلومند از آثار قبل از اسلام خجند به شمار می روند. در زمان یورش یونانیان، این شهر البته بعد از تخریب آن توسط اسکندر در مدتی کوتاه دوباره احیا شده و اسکندر مقدونی اسم شهر را به نام خود « اسکند اقصی » گذاشت. نام « اسکندر اقصی » مثل دولت یونانیان زود از میان رفت. اسناد ارزشمندی در دست نیست ولی آشکار است که در این دوران شهر خجند و اطراف و اکناف آن اقوام ایرانیان شرقی سکونت داشته اند. ییلاق و چراگاه های سرسبز از دو طرف تسط اقوام آریایی، سکاییهای بادیه نشین و خود شهر متشکل از دو گروه سغدی زبان و سکایی شده بود. در عهد وارثان اسکندر، سلوکیان، شهرهای آسیای مرکزی رشد کرده و اسکندر اقصی یعنی خجند از جمله شهرهای مهم ناحیه فرغانه بوده و در این خصوص کاوش های باستان شناسی نیز موید آن است. ولی ترقیات و رونق شهر توسط تاخت و تازهای اقوام بیابانگرد و مبارزات طولانی علیه سلوکیان و چینیان مدتی متوقف ماند. اما در عهد فرمانروایی « کنشیک » خجند در ردیفشهرهای مترقی این دوره قرار گرفت. راه بزرگ ابریشم که ممالک شرق و غرب را به هم می پیوست شامل خجند نیز می شد و توسط راه ابریشم حیات شهری دوباره رشد کرد.چینیان برای به دست آوردن بازارهای بین المللی و منابع کوشش می کردند تا راه بزرگ ابریشم با شهرهایش را به زیر سلطه خود درآورند برای همین آنان ناحیه بزرگ فرغانه را به خوبی شناختند. اطلاعات مورخان و سیاحان چینی که راجع به ایالات فرغانه نوشته اند در هیچکدام از آثار خطی دوران قدیم به دست نمی آید.آثاری نیز از طرز زندگی و تاریخ و فرهنگ اطراف خجند موجود است و مشهورترین آنها مغ خانه های کوه میوه غل است. یکی از دانشمندان قدیم روسی « آ. مأاندریف » درباره این مغ خانه ها به تفصیل سخن گفته است. بدون شک، شهر خجند در قرن اول قبل از میلاد نه تنها یکی از مهمترین شهرها « ورارود » از دولت شهرهای جداگانه این نواحی بوده است. چنان که در یکی از نوشته های جغرافیای فارسی میانه رودی « سیحون » به عنوان دریای خجند ذکر کرده است که یکی از دلایل خاص جغرافیایی و معمول آن دوره می توان شناخت. در همین دوره شهر خجند با آن ساختاری که در طول قرون وسطی وجود داشت شکل گرفت و به عبارت دیگر شکل جدید شهر قرون وسطای خجند تا رورود اسلام شکل گرفته بود. در ابتدای ورود اسلام و استیلای عرب، روند استقلال خواهی شهرهای ورارود تسریع شد و تقریبا همه شهرهای بزرگ ورارود از قبیل سمرقند، بخارا، اسروشنه، فرغانه، خجند و غیره از دولت شهرها بودند.خجند نیز در این دوره مستقل شده و حاکم آن را دهقان می گفتند در صورتی که حاکم فرغانه را « اخشید » لقب داده بودند.
آب و هوای مستعد و خاک حاصلخیز این دیار، دانشمندان و فرزانگان و شعرا و فضلای مشهوری را پرورش داده است نگاهی به تاريخ نشان می دهد که خجند نه تنها خواجه کمال را در آغوش خود پرورده، بلکه شخصيت های برجسته دیگری نيز در آن پرورش يافته اند. استاد جلال الدين همايی در شرح حال، افکار و عقايد امام ابوحامد غزالی، از تاسيس مدرسه های نظاميه بغداد و اصفهان، توسط وزير دانشمند سلطنت سلجوقيان خواجه نظام الملک، بسيار سخن گفته و نقش فضلاء و علمای خجندی در نظاميهء اصفهان را ستوده است که معرفی برخی از اين علما و فضلاء در تدريس شاگردان مدرسه نظاميه اصفهان بی مناسبت نيست. خواجه نظام الملک، وزير دانشمند و علم دوست ملکشاه سلجوقی در شهر های بزرگ اسلامی چون بغداد، بلخ اصفهان، هرات، بصره و نيشاپور بيمارستان ها، خانقاه ها و مدارسی بنام نظاميه ساخت که مدرسه نظاميه اصفهان يکی از آن مدارس است. اکثر مدرسين اين نظاميه، خجندی ها بوده اند.
« نظاميهء اصفهان، به مناسبت مدرس معروفش « صدارالدين خجندی » بنام « صدريه» شهرت يافت. خواجه نظام الملک، منصب تدريس اين نظاميه را به خانوادهء خجندی که روسای شافعيه اصفهان بودند، اختصاص داد. بعضی از اعيان علمای اين خانواده در نظاميه بغداد هم منصب تدريس يا نظارت اوقاف داشتند...» [غزالی نامه، تاليف استاد جلال الدين همايی، ص :133]
استاد جلال الدين همايی در همان کتاب از  12 شخصيت علمی و مذهبی که از مشهور ترين علمای خاندان خجندی در مدرسه نظاميه اصفهان بشمار می آمده و سمت تدريس داشتند نام می برد که عبارتند از:
1) ابوبکر محمد بن ثابت بن حسن بن علی خجندی، متوفی 483 _ مولف کتاب روضت المناظر و زواهرالدرر که از آيمه علما و فقيه ها و رييس بزرگ شافعيه اصفهان بود.
2) ابوالقاسم مسعود بن محمد خجندی: ابن اثير در تاريخ الکامل می نويسد که زمان تدريس اين شخص مقارن با ظهور فتنه باطنيه در اصفهان بود. و تعصبی زشت با اين طايفه داشت. چنانکه به دستور او، خرمن های آتش می افروختند و هر کسی را که به تهمت باطنی گری گرفتار می شد، در آتش می سوختند. باطنيان، او را «مالک دوزخ» لقب داده بودند.
3) صدرالدين ابوبکر بن محمد بن عبداللطيف بن محمد بن ثابت خجندی: اين شخص، مقرب دربار سلطان و خليفه وقت بود و منصب تدريس نظاميه بغداد بدو محول شده بود
4) صدرالدين عمر خجندی: اين شخص، رييس شافعيه اصفهان بود که دو شاعر مشهور رفيع الدين لبنانی و کمال الدين اسماعيل اصفهانی در مدح او بسيار سخن گفته اند.
5) شهاب الدين خجندی: پسر صدر الدين عمر است کمال الدين اسماعيل در مدح اين شخص هم قصايدی سروده است، از جمله اين بيت هاست:
از شير بچه، بيشه دولت تهی مباد
 اکنون که زور و بازوی شير ژيان برفت
 خود روشن است اينکه دهد جای بر شهاب
 چون آفتاب از سر اين خاکدان برفت »
خجند در دوران اسلامی، یکی از مراکز مهم علمی ماوراءالنهر بوده بطوری که چند سال قبل، باستان شناسان توانستند بقایای رصدخانه ای را در هشت کیلومتری این شهر بیابند. گفتنی است که خجند دارای چندین دانشسرای عالی است و در تمامی دانشگاههای این شهر، زبان، ادبیات و تاریخ مردم تاجیک، تدریس می شود.
علاوه بر آن این شهر در زمان معاصر، فلاسفه، نويسنده گان و شاعران بزرگی چون بابا جان غفوروف، محمد عاصمی، شکوری، اعظم صدقی، اسدالله سعدالله يوف، بانو فرزانه، عثمان عالم، نعمت آتش، نظيری، عبدالمنان نصرالدين اف، آته خان سيف الله يوف، نورمحمد نيازی و ده ها نويسنده و شاعر ديگر را پرورش داده است. تاجيکستان پس از دوران استقلاليت خود، گام های بلندی در راه احيای هويت ملی و افتخارات تاريخی تاجيکان در منطقه برداشته است. و با این همه در دوران معاصر شخصیت هایی چون فرزانه خجندی، لايق شيرعلی، بازار صابر، بانو گلرخسار و صد ها تن از دانشمندان و فرهنگيان نسل جوان تاجيک، ادامه دهنده گان همان راه نياکان خويش اند و همراه با قافله زمان به پيش ميروند لايق شيرعلی، همسفری با قافله زمان را به نسل امروز و نسل های آينده تاجيکستان چنين هشدار داده است:
« در روی جهانيم و، ندانيم جهان چيست
 فرزند زمانيم و، ندانيم زمان چيست
تا پير نگرديم، نفهميم جوانی
تا خاک نگرديم، ندانيم نشان چيست
نا شکری ما بر نمک عمر، زياد است
تا جان نبرآريم، ندانيم که جان چيست»
از لحاظ مناطق دیدنی شهر خجند نیز باید گفت که سیاحان و جغرافیدانان قدیمی، طبیعت زیبا و فرهنگ مردم خجند را ستوده اند و این شهر را عروس جهان نامیده اند. موقعیت جغرافیایی شهر، در خور توجه است. رودخانه سیحون با آب نیلگونی که از میان آن می گذرد، گویا هلال ماه را در آغوش گرفته و بر زیبایی خجند افزوده است. از مکان های جذاب و دیدنی این شهر می توان از کوه موغل، رودخانه سیحون (سیر دریا )، کاخ اورون، مسجد جامع شهر، بازار پنجشنبه، بقایای شهر قدیم، موزه مردم شناسی، موزه تاریخ و کشورشناسی، کتابخانه تاش خواجه اسیری و چندین اثر معماری معاصر را نام برد.
بقایای ارگ باستانی خجند که در ساحل رودخانه سیحون، در محل بسیار زیبایی قرار دارد، و در کنار آن موزه باستان شناسی شهر بنا شده است. روبروی پارک زیبای شهر تالار مشهور کمال خجندی –یکی از معروف ترین تئاترهای تاجیکستان- بنا شده که با سبک معماری یونانی و رومی خود نظر هر بیننده ای را به سوی خود جلب می کند. در ساحل راست رودخانه سیحون، در دامنه کوه موغل، شهرک جدیدی با سبک معماری اروپایی ساخته شده، که دیدن آن خالی از لطف نیست، در میان گلکاری های پارک جدید، مجسمه ای ساخته شده از برنج وجود دارد که این مجسمه برنجی در سال 1970 میلادی به مناسبت یکصدمین سال تولد لنین بنا شد و در نوع خود بی نظیر است علاوه بر آن در این شهر مجسمه ها و پیکره های بسیاری از مفاخر تاریخی و فرهنگی وجود دارد. که مجسمه کمال خجندی، جوره ذاکراف و غیره .... از جمله آن هاست.
بازار پنجشنبه خجند، یکی از مشهورترین بازارهای آسیای مرکزی است که معماران در ساختن آن از سبک معماری سنتی –شرقی و اصول معماری اروپتیی استفاده کرده اند. در مقابل بازار پنجشنبه، مسجد جامع شیخ مصلح الدین النوری خجندی قرار دارد که این مجموعه تاریخی قرون 12 تا 19 میلادی است.
مقبره خان مغول تواخان و مقبره شیخ مصلح الدین شاعر و عارف عصر مغول و مقبره تاش خواجه اسیری قرار دارد. ناگفته نماند که مسجد شیخ مصلح الدین خجندی مقدس ترین مکان برای عبادت مردم خجند است.
شیخ مصلح الدین، نه تنها برای خجندیان بلکه برای مردم ازبکستان و قرقیزستان نیز مورد احترام است. عده زیادی از مسلمانان جمهوری های آسیای مرکزی، برای زیارت این عارف مشهور قرن 12 و 13 میلادی به خجند می آیند. در میان رودخانه سیحون، جزیره ای واقع است کع در گذشته شاهد واقعه عظیم تاریخی بوده است. طبق اخبار نویسندگان قرون 14 –13 میلادی (8-7 هجری) امیر تیمور ملک در این جزیره حصار استواری را بنا نهاد که توانست در مقابل لشکر چنگیز خان مغول، بیش از شش ماه مقاومت کند.
از لحاظ زیبایی، تئاتر کمال خجندی یکی از برجسته ترین و از آثار منحصر به فرد معماری این کشور به شمار می آید. مجموعه بناهای استانداری خجند، فضاهای گلکاری و سرسبز و خرم یکی دیگر از مکان های جالب و دیدنی این شهر است. مردم خجند، مردمی مهمان نواز و خون گرم هستند.
مردم خجند هویت ملی و سنت های اجدادی خود را خوب حفظ کرده اند. و فرهنگ اروپا و اتحادیه جماهیر شوروی سابق هم نتوانست، آداب و رسوم و سنت های ملی مردم را از بین ببرد. اعیاد و مراسم ملی –مردمی و مذهبی هنوز وجود دارند. از قبیل جشن های نوروز، مراسم عید فطر، عید قربان، میلاد پیامبر و .......
خجند در مقایسه با دیگر شهرهای جمهوری تاجیکستان، از لحاظ وضعیت اقتصادی و فرهنگی در موقیت مناسبی قرار دارد. چراکه شهر خجند از قدیم در مسیر جاده ابریشم بوده و در حال حاضر نیز دارای موقعیت خاص میان سه جمهوری ازبکستان، قرقیزستان و خود کشور تاجیکستان است.
باید گفت که در زمان جنگ داخلی، نیاز اقتصادی و معیشتی مردم و طرف های درگیر در جنگ از شهر خجند تأمین می شد.  از آنجا که خجند دارای پیش زمینه مناسب اقتصادی است، بیشتر سرمایه گذاران خارجی برای سرمایه گذاری در این شهر و مناطق اطراف آن تلاش می کنند.
لازم به ذکر است که بسیاری از دانشمندان و علماء علوم دینی نیز از مدارس دینی خجند برخاسته اند. با وجود توسعه و گسترش مدارس دینی، راه اندازی موسسات مختلف علمی و فرهنگی کشورهای مختلف در سال های اخیر، خود یکی از عوامل رشد مردم خجند بوده است. 
خواندن 1149 دفعه آخرین ویرایش در چهارشنبه, 23 مرداد 1392 ساعت 04:30

نظر دادن

روز ملی شعر و ادب پارسی- شهریورماه 1400

یادی از دوران نمایندگی در مجلس شورای اسلامی

پشت صحنه حضورم در برنامه زير نور ماه در شبكه جهانى سحر

تازه ها

فصلی نوین در روابط تهران و دوشنبه - صفحه اول روزنامه جام جم 1400/06/28

فصلی نوین در روابط تهران و دوشنبه - صفحه اول روزنامه جام جم 1400/06/28

دوشنبه, 05 مهر 1400 17:55

اولین سفر خارجی رئیس‌جمهور محترم به کشور همزبان، هم‌فرهنگ و هم‌آیین تاجیکستان با موفقیت‌های جدی و پردامنه‌ای مواجه بود. در این سفر، علاوه بر عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در...

در سوگ علی مرادخانی، سترگ سکاندار سفینة فرهنگ و هنر (روزنامه اطلاعات1400/03/18)

در سوگ علی مرادخانی، سترگ سکاندار سفینة فرهنگ و هنر (روزنامه اطلاعات1400/03/18)

شنبه, 05 تیر 1400 09:47

ای قبلة جان کجات جویم جانی و به جان هوات جویم دیروز چو آفتاب بودی امروز چو کیمیات جویم اگرچه مرگ «داد» است، اما آدمی این «داد» را برنمی‌تابد و عشق آدمی به حیات...

بهار خونين قدس ( صفحه اول روزنامه اعتماد1399/02/29)

بهار خونين قدس ( صفحه اول روزنامه اعتماد1399/02/29)

پنج شنبه, 30 ارديبهشت 1400 16:33

شيون‌هاي زن نگهبان تاكستان در شب، مرا بيدار مي‌كند؛ و غريو باد شمال را مي‌شنوم در بيشه زيتون؛ كه نوحه سر كرده و در گوش من سوگنامه ملت سختكوش مرا، ملت شكست خورده مرا تكرار...

رمضان و شهید رمضان (روزنامه اطلاعات یکشنبه 1400/2/19)

رمضان و شهید رمضان (روزنامه اطلاعات یکشنبه 1400/2/19)

یکشنبه, 19 ارديبهشت 1400 16:30

رمـــضان المبارک با نام مبارک على(ع) پیوند خورده است. نام و یاد شهید رمضان، این با فضیلت ترین ماه خدا با نام و یاد پیشواى پرهیزکاران و عطر شهادت حضرتش...

حق تكثير كليه محتواى تصويرى، صوتى و نوشتارى اين وبسايت متعلق است به على اصغر شعردوست .