شنبه, 07 دی 1392 ساعت 03:30

درواز، در پویه تاريخ

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منطقه درواز در شمال بدخشان در ساحل رود آمو که از سمت شرق، شمال و غرب چون کمربند زرينی به دور آن مي پيچد به مساحت 4094 کيلومتر مربع و به ارتفاع 1340 متر از سطح دریا واقع شده است. بيشتر از 230 قريه و روستا دارد و محل پر نفوس و گسترده ايست. درواز منطقه کوهستانی است و قله های سربفلک آن با بلندی کوه قاف و سلسله های هماليا همسری نموده و اساطير و داستانهای انبوهی را در خود دارد. مردمان درواز خوش سيما، با غيرت، ظريف طبع، با همت، با ذکاوت، هنرمند و شيرين سخن مي باشند، که در شمال دريای آمو در مناطق (ونج، قراتگين، غرم و ...) نيز بسر مي برند.
 
با توجه به آنچه که در صفت و روان اجتماعی مردم درواز پيداست، مي توان گفت که اين نام دلالت به سخاوت، مردانگی و مهمان نوازی آنها مي نمايد که درهايشان بروی مهمان "واز" (باز) مي باشد. گويند در گذشته در آنجا پادشاهی حکومت مي کرده است که دروازه او برای مردم باز بوده و در عدل و داد بی همتا بوده است. در مورد وجه تسميه درواز، شاه عبدالله بدخشی چنين توجيه نموده است: «اهالی درواز به چنين نظريه معتقد مي باشند که اقوام آنها از قديمترين اقوام دنيا بوده و زبانشان نيز به همان معيار يک زبان تاريخی عالم بشريت است اين طايفه ادعا مي کنند که چون ولايت قطغن و بدخشان بنام تاريخی خودش تخارستان موسوم و اهالی بودمی آن بنام "تخارها" يا تخرها نام برده مي شود. اين نام مشتق از لفظ "تخرای" دروازی است که معنی درواز يا برامدن از دروازه را افاده مي کند. اقوامي که از اين ناحيه به هرگوشه دنيا منشعب شده اند به زبان دروازی متکلم بوده و لفظ فارسی قديم زبان اصلی دروازيست».
موصوف روايت مي کند که: «در هنگام طوفان کبير در زمان نوح نبی، "هيطل" نام يکی از پسران حضرت نوح(ع) در نقطه درواز اقامت و توطن اختيار نموده و هر آنقدر اولادی که از او باقی مانده بنام "هياطله" نام برده مي شوند، پس دروازيها به زعم خودشان عبارت از تخراييها و هياطله مي باشند و زبانشان بواسطه عدم آميزش باشندگان آنجا با اقوام مختلفه بحال خود باقی مانده است.»
از اينکه تخاريها بخشی از اجداد تاجيکان شمال شرقی خراسان در برهه مشخص زمان اند، ممکن است مرحله اولی تشکل اجتماعی خود را در مناطق کوهستانی شرق بدخشان و در ساحل دريای آمو يعنی درواز بوجود آورده و آنگاه اندکی بسوی غرب وارد  منطقه (یفتل) شده اند، اين منطقه تا هنوز به همان نام (يفتل) در شمال شهر فيض آباد باقی مانده است.
در مورد درواز داستانها و افسانه های فرو رفته در اعماق تاريخ فراوانست. منابع اوستايی از روستای دراج به عنوان زادگاه و خانه پورشاسپ پدر زردشت ياد مي کنند. اين روستا در مجاورت کوف تا هنوز بهمين نام وجود دارد. عده ای از پژوهشگران در مورد زادگاه زردشت در ساحل رود دراج و زادگاه مادرش "دغدو يا دوغدوغه" در روينج راغ که اين دو روستا فاصله زيادی از هم ندارند، تائيد کرده اند. حتی در برخی از نوشته های تاریخی درج است که تاريخ درواز  بجايی می رسد که گويا حضرت آدم در حوالی درواز بقدرت خداوند آفريده شده است آنگاه در مورد اين گفته ترديد زياد نموده و صحت آنرا دور از باور مي دانند. البته بايد پذيرفت که منابع تاريخی زادگاه آدم(ع) را در سرانديب يا سريلانکای امروزی مي دانند، اما بقول محمد بن جرير طبری نخستين بشر کيومرث نام داشت که در باختر بدنيا آمد و شهر بلخ را ساخت. از اين رو مشخص ساختن زادگاه کيومرث در باختر که سرزمينی معادل آريانا  بوده است که این امر خود تحقیقی مبسوط را می طلبد، اما شواهدی مثل دراج وجود دارد که وطن پروشاسپ و زادگاه زردشت بوده است، و از قدمت درواز شهادت مي دهد و بدون ترديد درواز خود بخشی از قلمرو ايروانا ويجه بوده و شاهد بزرگترين تحولات و تبدلات تاريخی، فرهنگی و بشری بوده است. آنچه مسلم است آنها آريايی الاصل بوده و اگر بدانجا آمده اند يا از آن بجايی رفته اند، بازهم از مصدرهای آريايی بيرون نشدند و امروز منسوب بقوم تاجيک و زبان فارسی دری هستند.
بقول و گواهی منابع تاريخی، مردم درواز در پويه تاريخ غالباً حکومتهای محلی خود را داشته اند، ازينرو شاهان درواز مثل امرای محلی بدخشان خود را از اولاده اسکندر يونانی قلمداد کرده اند، مثل لعلی پادشاه، شاعر بدخشان. در کتب "مجالس النفايس" امير عليشير نوايی" و "منتخب التواريخ" عبدالقادر بديوانی پيرامون پادشاه قرن پانزده بدخشان ميرزا لعل بيک فرزند شاه قلی که تذکره دولتشاه سمرقندی و ولاديمير بارتولد، نام اين پادشاه را سلطان محمد ذکر کرده که با تخلص "لعلی" شعر می سروده، مي خوانيم: «لعلی از پادشاهان قديمی بدخشان است و چندين هزار سال است که سلطنت بدخشان در اختيار اين خاندان بوده و در آخر سلطان ابوسعيد (عم بابر ميرزا) نسل آنها را برکند»
الفنستون نیز ضمن بررسی جغرافيای بدخشان مي نگارد: «در غرب قندز، تالقان و حصار اوزبيکان آزاد، در شمال قرغزان پامير و تاجيکان شغنان و درواز و واخان زندگی مي کنند. اين نواحی بسيار کوهستانيست و در شمال ناحيه قراتگين واقع شده که اهالی آن تاجيک بوده و متصل به خوقند و فرغانه است. پادشاه درواز خود را از دودمان اسکندر مي داند و همسايگانش اين ادعای او را مي پذيرند»
همچنین محمد حيدر دوغلات در تاريخ رشيدی ضمن اشاره به دختر واپسين حکمران اين ولايت اجداد او را از تيره و تبار اسکندر خوانده است که برای مدت سه هزار سال حکمرانان بدخشان بوده اند. اين روايات نشان مي دهند که چه بسا در برهه هایی از تاريخ  امرای درواز، از خانواده امرای بدخشان بدان ولا نيز توظيف مي شدند. زيرا در ادوار تاريخ مراکز حکومتی بدخشان زمانی در بهارستان (بهارک)، گاهی در کشم و بيشتر در جوزگون مستقر بوده و درواز به عنوان مرکز حکومتی بدخشان در نيامده است. البته اينکه چرا اين امرا خود را بصورت ابهام آميزی از اولاده اسکندر گفته اند و در منابع تاريخی چنين روايتی نقل شده است احتياج به تحقيق تاريخی، اتنوگرافی و انتروپولوژيک دارد.
يعقوبی در معجم البلدان، درواز را آخرين شهر بلخ به سمت تبت مي داند. درواز بين جرم و زيبق (زيباک) و بهارک است. مؤرخين اولين بنای آبادی درواز را به دوره مامون الرشيد نسبت مي دهند و کسانی هم بظن غالب از آبادی درواز بوسيله فضل بن يحی بن خالد برمکی بلخی تبار که منصبی در خلافت اسلامی بغداد داشت خبر مي دهند. بهرحال مسئله ساختن شهری در مرز تبت بوسيله زبيده خاتون همسر هارون الرشيد يا رواياتی در مورد درواز مي رسانند که شايد هيات بلند مرتبه ای از سوی خليفه بغداد غرض بررسی و تثبيت مرزهای شرقی خراسان اسلامی با همسايگان خُتنی به اين ولا آمده و طرح ساختار شهرک های کوچک و بزرگی را صادر نموده باشند. روايتی هم وجود دارد که پس از سقوط دولت سامانی در سال 999 ميلادی در بخارا و هجوم اقوام ترک به اين سرزمين جمعی از اهالی ده بيد سمرقند راه مهاجرت در پيش گرفتند و ترجيح دادند تا غرض تامين امنيت خود به مناطق صعب العبور کوهستانی چون درواز و مناطق بدخشان پناه بياورند.
گفتنی است که يکی از اقوام موجود در بيروت خود را "دروزی" مي نامند و شجره خود را مربوط به اهالی درواز نسبت می دهند که شايد اجداد آنها بر اثر وقوع حادثه ای به آن کشور عربی خاور ميانه مهاجرت کرده اند. مردم با اراده و متحمل و بردبار اند. يکی از شگفتی های درواز معبر کوهی "آتنگها " در هفتاد کيلومتری عليای خواهان مي باشد که بالای دريای پنج قرار دارد. با اينکه طی زمانه های طولانی راه رفت و آمد بين درواز و خواهان و ساير مناطق سفلی وجود نداشت، مردم تنها شش ماه از سال مي توانستند از راه حوض شاه و دشت ايش و کوف به درواز بروند.
گويند روزگاری بود که ناصر خسرو که شاعر زبر دستی بود و در کارهای معماری و مهندسی نيز تبحر داشت. خواست تا از راه خواهان به درواز برود. بفکر او و همت دوستانش در بين قريه کوچک سفيد آو (سفيد آب) و لوگرد بطولی دو يا سه کيلومتر در سينه کوههای مقابل مسير دريای پنج همين "آتنگها" را ساختند. آتنگ ها که راه پياده رو پر خطر در کمرگاه کوه ساخته شده بود، يکی از طرحهای هندسی است که ساخت آن با چوب های ايرغی (ارغوان) در زمان خود ، شايد فکر تازه و کم نظير بوده است. طرف چپ آمو دریا، آتنگای دروازتاجیکستان وطرف راست آن،  آتنگای درواز افغانستان قراردارد. آتنگها مسير ارتفاعی در کمرگاه کوه و سنگ است و آن با کوبيدن ميخ ها در سينه سنگ و نصب کردن حلقه هایی از چوب ارغوان به اين ميخها بنا يافته که عابر با پا نهادن بر بالای ميخ و گرفتن حلقه های آتنگی از اين معبر بسوی مقصد بالا مي رود. هرگاه راهروی بخواهد که از آنجا عبور کند يک وقت بجايی ميرسد که هيچ چيز را نمي تواند بدست خود بگيرد و آنجاست که هرکس لاجرم تياق و يا چوب عصایش را که بیشتر از چوب (ايرغی –شولش) يعنی ارغوانست در گودالی در سينه کوه می اندازند و آن محل را "تياق پران" گويند. تياق پران انباريست از تياق ها و چوبدستها و يادگاريست از صدها مسافر تياق بدست که ديگر در ميان ما نيستند. معبر آتنگها در طول موجوديت خويش خونخوار آدمی و قاتل انسانهای فراوانی بوده است که از بالای ميخهای چوبی افتاده و به دريای آمو غرق شده اند. راهي که از فيض آباد بسوی درواز مي رود از دو آب (يفتل) جدا مي شود و به قلاب راغ، از آنجا به بند بالای راغ و سردشت و حوض شاه خواهان و بعد به نيشرو وارد قريه کوف درواز گرديده و سپس به (شکی) مي رسد و از آنجا به ساير روستاها متوصل ميشود. روستاهای ماه می، اوبغن ها، شکی، ورفد، غمی، يامر، کوف، دراج، زنگريان، جامرچها، نسی و غيره از روستاهای مشهور درواز مي باشد.
مردم درواز خوش سخن و سرشار از آزادی و طبع بلند هستند. در عرصه معارف و ادب يکی از مناطق ممتاز بدخشان مي باشد. از میان فرزندان درواز مي توان به استعداد علمی، جسارت و شهامت مولانا بحرالدين باعث، دولت محمد شفق، انجنير حسن، مولا داد، عبدالطيف پدرام، دکتر سینا دلیری، عبدالمجيد اسکندری، رحمت الله بيژنپور، احمد نجيب بيضايی، سيف الدين سيحون، انجنير عبدالرحيم، سميع الله قطره، قاضی تاج الدين و بانوی دانشمند فوزيه کوفی، مهجور، غَبرا، بحري دروازي، وحشي، كامل دروازي، مسلك، فطرت، شمس‌الدين، محزون، خاكي، غافل، عِزّت، عاري، مظلوم، مولوي، هجري، حسيني، مغمون، لقا از شعراي بنام، اشاره کرد.
 
منابع:
1-شاه عبدالله بدخشی، ارمغان بدخشان، ص 123.
2-زبان مردم درواز قسمی که گفته شد همان زبان فارسی دری ميباشد، اما لهجه و گويش محلی خود را دارند که نميتوان بدان اطلاق زبان ديگری را نمود.
3- زادگاه زردشت در کجاست، تحقیق پروفیسور يوسف شاه يعقوب اف، برگردان دکتر صاحبنظر مرادی، سایت های انترنیتی آریایی، خاوران و انجمن پارسداران فرهنگ آريانا، عقرب 1385.
4- عنايت الله شهرانی، شاه محمد وليخان دروازی، ص 374.
5- عليشير نوايی، مجالس النفايس، علی اصغر حکمت، تهران 1323، ص 209 همچنان صدر الدين عينی، نشريات دولتی تاجيکستان 1948، ص 25.
6- مونت استوارت الفنستون، افغانان، ص 569.
7- محمد حيدر دوغلات، تاريخ رشيدی، به نقل از تاريخ بدخشان، ص 15.
8- برهان الدين کشککی، رهنمای قطغن و بدخشان.
9- به نقل از شهرهای آريانا تاليف محمد عثمان صدقی.
10 - شاه محمد وليخان دروازی، ص 405.
11- وب سایت www.faratarazmarzha.org
 
خواندن 1118 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 07 دی 1392 ساعت 03:30

نظر دادن

روز ملی شعر و ادب پارسی- شهریورماه 1400

یادی از دوران نمایندگی در مجلس شورای اسلامی

پشت صحنه حضورم در برنامه زير نور ماه در شبكه جهانى سحر

تازه ها

فصلی نوین در روابط تهران و دوشنبه - صفحه اول روزنامه جام جم 1400/06/28

فصلی نوین در روابط تهران و دوشنبه - صفحه اول روزنامه جام جم 1400/06/28

دوشنبه, 05 مهر 1400 17:55

اولین سفر خارجی رئیس‌جمهور محترم به کشور همزبان، هم‌فرهنگ و هم‌آیین تاجیکستان با موفقیت‌های جدی و پردامنه‌ای مواجه بود. در این سفر، علاوه بر عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در...

در سوگ علی مرادخانی، سترگ سکاندار سفینة فرهنگ و هنر (روزنامه اطلاعات1400/03/18)

در سوگ علی مرادخانی، سترگ سکاندار سفینة فرهنگ و هنر (روزنامه اطلاعات1400/03/18)

شنبه, 05 تیر 1400 09:47

ای قبلة جان کجات جویم جانی و به جان هوات جویم دیروز چو آفتاب بودی امروز چو کیمیات جویم اگرچه مرگ «داد» است، اما آدمی این «داد» را برنمی‌تابد و عشق آدمی به حیات...

بهار خونين قدس ( صفحه اول روزنامه اعتماد1399/02/29)

بهار خونين قدس ( صفحه اول روزنامه اعتماد1399/02/29)

پنج شنبه, 30 ارديبهشت 1400 16:33

شيون‌هاي زن نگهبان تاكستان در شب، مرا بيدار مي‌كند؛ و غريو باد شمال را مي‌شنوم در بيشه زيتون؛ كه نوحه سر كرده و در گوش من سوگنامه ملت سختكوش مرا، ملت شكست خورده مرا تكرار...

رمضان و شهید رمضان (روزنامه اطلاعات یکشنبه 1400/2/19)

رمضان و شهید رمضان (روزنامه اطلاعات یکشنبه 1400/2/19)

یکشنبه, 19 ارديبهشت 1400 16:30

رمـــضان المبارک با نام مبارک على(ع) پیوند خورده است. نام و یاد شهید رمضان، این با فضیلت ترین ماه خدا با نام و یاد پیشواى پرهیزکاران و عطر شهادت حضرتش...

روزنامه سرخاب - 1399/12/14 - برخوردهای قهری به اعتلای تبریز نمی انجامد.

روزنامه سرخاب - 1399/12/14 - برخوردهای قهری به اعتلای تبریز نمی انجامد.

سه شنبه, 31 فروردين 1400 09:54

علی اصغر شعردوســت درخصوص اعتراض های صورت گرفته پیرامون مجسمه های استاد شهریار، ستارخان و پروین اعتصامی اظهار داشــت: در مقوله های مختلــف برخوردی از این دست به اعتلای شهرمان...

حق تكثير كليه محتواى تصويرى، صوتى و نوشتارى اين وبسايت متعلق است به على اصغر شعردوست .