خانه/همه/آرشیو/عمومی/سروش سحوري در رستاخيز خاك
آرشیو , عمومی

سروش سحوري در رستاخيز خاك

سروش سحوري در رستاخيز خاك

1405/02/20

:: در اين روزگار كه نسيم بهار، با طعم پايداري و ايستادگي بر چهره ايران مي‌وزد و خروش‌ملت در برابر متجاوزان، حماسه‌اي نو بر تارك تاريخ نگاشته است، بازخواني دفتر زندگي نعمت ميرزاده (م. آزرم)، بازگشت به اصالت شعري است كه از بطن عقيده و مبارزه برآمده است. آزرم، تك‌سوار دشت‌هاي سخن خراسان، از همان سال‌هاي بالندگي در مشهد و در پرتو تعاليم بيدارگرانه كانون نشر حقايق اسلامي، آموخت كه شعر اگر از درد محرومان و شكوه آرمان تهي باشد، جز بازي با كلمات نيست. او با احترام در عين نوزايي، زبان فخيم خراساني را با نبض تپنده زمانه پيوند زد تا ميراث‌دار به‌حق فردوسي و عطار در عصر بيداري باشد.
استقلال سبكي م. آزرم، ثمره ايستادگي بر سر باورهايي است كه در آن «شهادت» و «جهاد»، نه مفاهيمي انتزاعي، كه حقايقي جاري در رگ جامعه‌اند. او با خلق منظومه «به نام تو سوگند»، نخستين جرقه‌هاي ادبي نهضت را برافروخت و در «سحوري»، واژگاني چون سنگر، گلوله و تفنگ را با مفاهيم عرفاني و اجتماعي چنان درآميخت كه كلامش به سلاحي عليه ستم بدل گشت. آزرم در منظومه بلند «تبعيدي»، با بازنمايي چهره ابوذر غفاري، در حقيقت تنديس اعتراض و ايمان را بنا كرد؛ مردي كه حتي در انزواي كوير، جهاني از فرياد را در سينه داشت:
در نهفت هر رگش نبض جهاني زندگي جاري
ليك او با خويشتن تنها
چون غرور بكر اعماق كوير از ديدن نامردمان فارغ
مانده تنها در دل صحرا…
خسته، اما خصم آسودن
خامُش، اما يك جهان فرياد
در شگفتم از كسي، كاين فقر را در خانه مي‌بيند
ليك با شمشير بر مردم نمي‌شورد

امروز كه فرزندان ايران در سنگرهاي شرف، پاسخ ددمنشي دشمن را با صلابت مي‌دهند، طنين شعرهاي آزرم كه در جست‌وجوي «تب پرشور آزادي» و «التهاب انقلاب» بود، بيش از هر زمان ديگري راهگشاست. او كه در استقبال از بامداد شعر، از «پايتخت ديو دماوند» و «طلسم مشووم شب» مي‌گفت، نيك مي‌دانست كه براي رسيدن به «ساحل سلامت دلخواه»، بايد از تلاطم توفان‌ها نهراسيد. نگاه او به مردم، نگاهي آميخته به ستايش و اميد بود؛ مردمي كه امروز در بهار مقاومت، صدق گفتار شاعر خويش را در دفاع از مرزهاي هويت و خاك به اثبات رسانده‌اند:
هرگز مباد نفرت از اين مردم
از مردمي كه دوستشان داري
اين مردمي كه دوست تو را دارند…
در بطن اين كوير بسي چشمه است
در متن اين سكوت بسي فرياد.

ما  در اين فصل شكوفايي و ايستادگي، ياد اين شاعر مجاهد را كه همواره در پي «رستن از محبس تن» و «پريدن در افق‌هاي بلند» بود، گرامي مي‌داريم. م. آزرم به ما آموخت كه شعر متعهد، پيغمبر سلامت روزگار است و مي‌تواند در اوج نبرد، آيينه‌ساز خاطرهاي پاك و بي‌غبار باشد. شكوه مقاومت امروز ايران، تجلي همان فريادهايي است كه روزگاري در خلوت شاعران بصير ما جوشيد و امروز به بهمن سهمگيني عليه متجاوزان بدل گشته است.
سلام بر روح پُرخروش نعمت ميرزاده كه با گلخون كلامش، راه بيداري را هموار كرد. ميهن مقتدر ما، در سايه ايمان و در پناه ايستادگي فرزندانش، تا هميشه پاينده و پيروز خواهد ماند.

 

علی اصغر شعردوست

 

متن خبر در روزنامه اعتماد

اشتراک گذاری

با استفاده از روش های زیر می توانید این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید .